X
تبلیغات
شعر . عشق .شاعری . بدبختی . نویسندگی - زندگی نامه و آثار شعرای بزرگ کرد زبان

شعر . عشق .شاعری . بدبختی . نویسندگی

شراب بايد خورد و در جواني يك سايه راه رفت

مستوره ی اردلان

ماه شرف خانم مستوره‌ اردلان ویا به‌ اختصار مستوره‌ اردلان (زاده ۱۱۸۴ (۱۸۰۵)، درگذشته‌ ۱۲۲۷ (۱۸۴۸).) شاعر، نویسنده‌ و تاریخ‌نگار کرد ایرانی بود.مستوره ی اردلان

وی در شهر سنندج در غرب ایران چشم به‌ جهان گشود و از شاهزادگان دربار اردلان به‌ مرکزیت سنندج بود. زبان‌های کردی، فارسی و عربی را نزد پدرش ابوالحسن بیگ قادری آموخت. همسرش خسروخان اردلان حاکم امارت بود و با مرگ وی امارت اردلان دچار دخالت‌های قاجار شد. با هجوم قاجار به‌ امارت اردلان در سده‌ ۱۹، مستوره‌ همراه با خانواده‌اش به‌ امارت بابان در سلیمانیه‌ کوچ کردند. پسرش رضا قلی‌خان، جانشین خسروخان توسط قاجارها به‌ زندان افتاد. دویستمین سالگرد وی در اربیل در طی جشنواره‌ای به‌ یاد وی برگزار شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 0:44  توسط کمال .د  | 

عبدالله په شیو

عبدالله په شیو

عبدلله په شيو در سال 1945 در روستاي بهکرا ( بيرکت ) از توابع

شهرستان

 اربيل واقع در شمال

کردستان عراق ديده به جهان گشود .تا دهه 1970 در کشورهاي روسيه ،

 ليبي و سويس به دور

 از وطن سپري کرد. او درجه دکتراي خود را در رشته زبان و ادبيات کردي

 از

دانشگاه مسکو دريافت

 کرد .

په شيو اگر نگوئيم محبوبترين اما يکي از محبوبترين شاعران کرد در

 هر

چهاره پاره کردستان است

 . شيوايي کلام و تسلط په شيو بر زبان کردي ، با وجود استفاده وي

 از

 قالبهاي نوين شعري ،

 سرودههاي وي را چنان در ميان مردم کرد محبوب کرده است که

 بسياري

 از اکراد حداقل شعري

 از وي را در حافظه خويش دارند .

از وي چندين جلد کتاب شعر به زبان کردي منتشر شده است .

 وي همچنين

صاحب کرسي

استادي ادبيات در دانشگاه " الفاتح " ليبي بوده است.

چند نمونه از شعرهاي په شيو که بوسيله آوات به فارسي برگردانده

 شده اند در زير آورده شده اند

 . اگر چه آن حال و هواي زبان اصلي را ندارند ولي باز هم سعی شده

که آن سادگي و شورو

حالي که خاص شعرهاي په شيو است تا حد امکان حفظ شود.

چقدر می ترسم
چقدر می ترسم
وقتی که باز می گردم
خبری بد را با خود داشته باشی

چقدر می ترسم
وقتی در آغوشت می گيرم
بوی غريبی با خود داشته باشی

چقدر می ترسم
وقتی که باز می گردم
دستور زبان چشمانت
را با هجايی ديگر بخوانم

چقدر می ترسم
نياز و گرمی دستانت
مانند وقتی که تو را ترک کردم نباشد

و بيش از هر چيز
همه کسم، همراهم،
چقدر می ترسم،
وقتی که بر می گردم،
تو خود باشی و من ديگری .

چه ند ده ترسم

چه ند ده ترسم
که ديِمه وه
هه واليکی تالت پی بی

چه ند ده ترسم
که باوه شِت پيدا ده که م
بونی نا مويه که ت لی بی .

چه ند ده ترسم
که ديمه وه
گرامه ری زمانی چاو
رينويسی هجات گورا بی

چه ند ده ترسم
چله يِس گه رمی چه نجه کانت
وه ک به جيم هيشت وا نه ما بی

له مه ش زياتر،
چه ند ده ترسم، که سم، هاوريم،
که ديمه وه،
تو وه ک خوت بيت، من بگوريم

 


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 0:8  توسط کمال .د  | 

نگاهی گذرا بر تاریخچه شعر کردی

    زبان كردي از خانواده زبان هاي هند و اروپايي و زيرگروه زبان هاي ايراني- آريايي است كه داراي چهار لهجه مي باشد:

    لهجه شمالي (كرمانجي) كه زبان كردهاي ساكن تركيه، روسيه، سوريه، شمال ايران و اطراف كابل مي باشد.

    لهجه مركزي (سوراني) كه عمدتاً در ايران و عراق بدان سخن مي گويند.

    لهجه جنوبي كه خود به دو لهجه كلهر و هورامي تقسيم مي شود. لهجه كلهري در كرمانشاه و لهجه هورامي در اورامانات (شامل هورامان تخت و هورامان لهون) رايج است.

  نخستين آثار مكتوب ادبيات كردي در قرن 4 هجري در ترانه هايي با اوزان ده هجايي و درمضامين عرفاني و به زبان"گوران"سروده شده اند. هنوز هم در لهجه ي سوراني واژه ي"گوراني" به معني "ترانه " به كار مي رود. در قرن 19 لهجه ي سوراني به زبان مسلط ادبي تبديل مي شود و آثاري با مضامين صوفيانه پديد مي آيند. ولي در پايان اين قرن مضامين ملي گرايانه غلبه مي يابند و بالاخره در نيمه ي قرن 20 نوآوري در فرم هم شروع مي شود و مضامين ناسيوناليستي با چاشني چپگرايانه غالب مي شوند.

    اولين شاعر نامدار كرد شيخ احمد نشاني ملقب به "مَلاي جزيري"( 1481- 1407) است. او در  جزيره ي بوتان تركيه مي زيسته و به زبان كرمانجي غزل هاي عارفانه و زيبايي مي سروده. ديوان او به همت شاعر كرد ايراني "هه ژار" و توسط انتشارات سروش به چاپ رسيده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 1:48  توسط کمال .د  | 

هيمن

هیمن

 

 

محمدامین شیخ‌الاسلامی مُکری ملقب به‌ هیمن (به‌ معنی متین) و یا هیمن موکریانی (زاده‌ بهار سال ۱۹۲۱ در مهاباد، درگذشته ۱۶ آوریل ۱۹۸۶ در ارومیه) شاعر، مترجم و نویسنده‌ کردزبان ایرانی بود.

 

 زندگی

وی در روستای شیلان آباد از توابع مهاباد در شمال غرب ایران دیده‌ به‌ جهان گشود. پس از به پایان رساندن آموختن در خانقاه شیخ برهان در شرفکند، هیمن در سال ۱۹۴۲ همراه با دوست خود هژار به‌ جمعیت احیای کرد (کومه‌لهٔ ژیانه‌وهٔ کورد) پیوست. در جمهوری مهاباد (ژانویه تا دسامبر ۱۹۴۶) به‌ عنوان شاعر ملی جمهوری کردستان ملقب شد و منشی حاجی بابا شیخ، نخست وزیر آن جمهوری گشت.

پس از سقوط جمهوری، هیمن به‌ شهر سلیمانیه در کردستان عراق پناهنده‌ شد و در آنجا اقامت گزید. در آنجا دستگیر شد ولی مخفیانه به لاچین بازگشت. پس از قرارداد آشتی ۱۱ مارس ۱۹۷۰ میان مبارزه‌گران کرد و حکومت عراق، هیمن به بغداد رفته و در آنجا اقامت گزید و عضو فعال فرهنگستان علوم کرد شد.

هیمن پس از سرنگونی پادشاهی پهلوی (۱۹۷۹) به‌ صفوف پیشمرگان حزب دموکرات کردستان ایران پیوست و تا کنگره‌ چهار در حزب باقی ماند و بعد از آن خود را به حکومت جمهوری اسلامی ایران تسلیم کرد و در ایران یک انتشاراتی کردی به نام انتشارات صلاح‌الدین ایوبی در شهر ارومیه برپا کرد. آن انتشاراتی از بهار ۱۹۸۵ یک فصلنامه فرهنگی به نام سروه (نسیم) به چاپ می‌رساند که هیمن تا زمان درگذشتش مسئول آن فصلنامه بود. او قبل از انقلاب مردم ایران در سال ۱۳۵۷ در روزنامه کردستان که در تهران منتشر می‌شد، همکاری می‌کرد. هیمن در روزنامه‌های کردستان، هه‌واری کورد (فریاد کرد)، هه‌واری نیشتمان (فریاد میهن)، گروگالی مندالان (قیل‌وقال کودکان)، آگر (آتش) و هه‌لاله (روزنامه) (لاله) نیز می‌نوشت.

[] آثار هیمن

  • «تاریک‌ و روون»، مجموعه‌ اشعار ۱۹۷۴
  • «نالهٔ جودایی»، مجموعه‌ اشعار ۱۹۷۹
  • «پاشه‌روکی ماموستا هیمن»، مجموعه‌ مقالات، مهاباد ۱۹۸۳
  • «چه پکیک گول و چه پکیک نیرگز»
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 0:33  توسط کمال .د  | 

هژار کیست؟

 

عبدالرحمن شرفکندی (هژار)

وی عبدالرحمن شرفکندی متخلص و مشهور به هژار در ششم شعبان ۱۳۳۹ قمری در قریه شرفکند مهاباد در یک خانواده روحانی پا به حرصه وجود نهاد و چون پدرش روحانی بود از ۵ سالگی پسر را به تحصیل ترغیب کرد و در نتیجه استعداد ذاتی قران قران و کتب مقدماتی را بزودی اموخت و توانست بخواند و  بنویسد بعدا بر اثر تشویق پدرش به مسجد محل که دارای طلبه و مدرس بود وارد شده به تحصیل عربی پرداخت وبه اصطلاح به کتابت پرداخت و نزدیکی از طلاب مستعد به اموختن صرف و نحو  و فقه و غیره مشغول شد و به قول خودش یگانه ارزویش این بود که راه نیاکان خود را دنبال کند  و ملا شود ام تقدیر با تدبیر موافق نبود و سرنوشت را دیگری را فراروی او گسترد وی پدرش را در سن ۱۷ سالگی از دست داد و لذا خود مسئول و سرپرست عائله گردید و از تحصیل دست کشید و برای امرار معاش خود و خانواده به انجام کارهای شخت مانند کارگری چوبداری و دست فروشی مشغول گردید در همین اثنا  بر اثر برخورد  با بعضی میهن پرستان که ان هنگام در تشکیلاتی به نام کومه له ژیانه و ه کردستان (ژک) به رهبری شهید قاضی محمد بر علیه رژیم پهلوی سازماندهی شده بود شرکت کرد و فعالانه به انان پیوست در این گیرودار  با ادیبی همچون هیمن اشنا ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 23:38  توسط کمال .د  |